تبلیغات
ایوان اشک تو نابودی من است
ایوان اشک تو نابودی من است

یک روز تو از درد جدایم کردی وقتی که پرازشوق صدایم کردی

از شوق صدایت نفسم بند امد با معنی عشق اشنایم کردی

احساس غریبی دل من را پرکرد با یک سخن از غصه رهایم کردی

گفتی که سراغی نگرفتی از من گفتی چه عجب فکر مرا هم کردی

سخت است عجیب است که باور بکنی"یکبار غریبانه صدایم کردی......؟!


!!! خسته ام


  
 از زندگی از این همه تکرار خسته ام
      از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

      دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
      امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

      دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم
      آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام

      بیزارم از خموشی تقویم روی میز
      وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

      از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
      از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام

      تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
      از حال من مپرس که بسیار خسته ام.




جمعه 16 اردیبهشت 1390 توسط داغ بی مهری | نظرات ()



یک روز تو از درد جدایم کردی وقتی که پرازشوق صدایم کردی

از شوق صدایت نفسم بند امد با معنی عشق اشنایم کردی

احساس غریبی دل من را پرکرد با یک سخن از غصه رهایم کردی

گفتی که سراغی نگرفتی از من گفتی چه عجب فکر مرا هم کردی

سخت است عجیب است که باور بکنی"یکبار غریبانه صدایم کردی......؟!


داغ بی مهری

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0

كد ماوس