تبلیغات
ایوان اشک تو نابودی من است
ایوان اشک تو نابودی من است

یک روز تو از درد جدایم کردی وقتی که پرازشوق صدایم کردی

از شوق صدایت نفسم بند امد با معنی عشق اشنایم کردی

احساس غریبی دل من را پرکرد با یک سخن از غصه رهایم کردی

گفتی که سراغی نگرفتی از من گفتی چه عجب فکر مرا هم کردی

سخت است عجیب است که باور بکنی"یکبار غریبانه صدایم کردی......؟!


!!! هر آغازی فقط ادامه ایست

  عشق در نگاه اول

      هردو بر این باورند
      كه حسی ناگهانی آنها را به هم پیوند داده.
      چنین اطمینانی زیباست،
      اما تردید زیبا تر است.

      چون قبلا همدیگر را نمی شناختند،
      گمان می بردند هرگز چیزی میان آنها نبوده.
      اما نظر خیابان ها، پله ها و راهروهایی
      كه آن دو می توانسته اند از سال ها پیش
      از كنار هم گذشته باشند، در این باره چیست؟

      دوست داشتم از آنها بپرسم
      آیا به یاد نمی آورند
      شاید درون دری چرخان
      زمانی روبروی هم؟
      یك ببخشید در ازدحام مردم؟
      یك صدای اشتباه گرفته اید در گوشی تلفن؟

      - ولی پاسخشان را می دانم.
      - نه، چیزی به یاد نمی آورند.

      بسیار شگفت زده می شدند
      اگر می دانستند، كه مدت هاست
      بازیچه ای در دست اتفاق بوده اند.

      هنوز كاملا آماده نشده
      كه برای آنها تبدیل به سرنوشتی شود،
      آنها را به هم نزدیك می كرد دور می كرد،
      جلو راهشان را می گرفت
      و خنده ی شیطانیش را فرو می خورد و
      كنار می جهید.

      علائم و نشانه هایی بوده
      هر چند ناخوانا.
      شاید سه سال پیش
      یا سه شنبه ی گذشته
      برگ درختی از شانه ی یكیشان
      به شانه ی دیگری پرواز كرده؟
      چیزی بوده كه یكی آن را گم كرده
      دیگری آن را یافته و برداشته.
      از كجا معلوم توپی در بوته های كودكی نبوده باشد؟

      دستگیره ها و زنگ درهایی بوده
      كه یكیشان لمس كرده و در فاصله ای كوتاه آن دیگری.
      چمدان هایی كنار هم در انبار.
      شاید یك شب هر دو یك خواب را دیده باشند،
      كه بلافاصله بعد از بیدار شدن محو شده.

      بالاخره هر آغازی
      فقط ادامه ایست
      و كتاب حوادث
      همیشه از نیمه ی آن باز می شود.



یکشنبه 14 فروردین 1390 توسط داغ بی مهری | نظرات ()



یک روز تو از درد جدایم کردی وقتی که پرازشوق صدایم کردی

از شوق صدایت نفسم بند امد با معنی عشق اشنایم کردی

احساس غریبی دل من را پرکرد با یک سخن از غصه رهایم کردی

گفتی که سراغی نگرفتی از من گفتی چه عجب فکر مرا هم کردی

سخت است عجیب است که باور بکنی"یکبار غریبانه صدایم کردی......؟!


داغ بی مهری

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0

كد ماوس