تبلیغات
ایوان اشک تو نابودی من است
ایوان اشک تو نابودی من است

یک روز تو از درد جدایم کردی وقتی که پرازشوق صدایم کردی

از شوق صدایت نفسم بند امد با معنی عشق اشنایم کردی

احساس غریبی دل من را پرکرد با یک سخن از غصه رهایم کردی

گفتی که سراغی نگرفتی از من گفتی چه عجب فکر مرا هم کردی

سخت است عجیب است که باور بکنی"یکبار غریبانه صدایم کردی......؟!


پری مهربون!!!


                                                                        
یک زوج در اوایل ۶۰ سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم.
پری چوب جادووییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی …. دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک QM2در دستش ظاهر شد.

حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت:
خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری ۳۰ سال جوانتر از خودم داشته باشم.

خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!!

پری چوب جادوییش و چرخوند و………
اجی مجی لا ترجی

و آقا ۹۲ ساله شد!

پیام اخلاقی این داستان:
مردها شاید موجودات ناسپاسی باشن ، ولی پریها……………. مونث هستند !!!!!!!

نتیجه اخلاقی برای اقایون:
:اگه یه پری جلوتون حاضر شد مواظب ارزوهاتون باشین!





دوشنبه 18 بهمن 1389 توسط داغ بی مهری | نظرات ()



یک روز تو از درد جدایم کردی وقتی که پرازشوق صدایم کردی

از شوق صدایت نفسم بند امد با معنی عشق اشنایم کردی

احساس غریبی دل من را پرکرد با یک سخن از غصه رهایم کردی

گفتی که سراغی نگرفتی از من گفتی چه عجب فکر مرا هم کردی

سخت است عجیب است که باور بکنی"یکبار غریبانه صدایم کردی......؟!


داغ بی مهری

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0

كد ماوس